پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
381
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
روبهرو شود . ولى در برابر اين خواهش اوكاتو ايستادگى كرد و آن را نپذيرفت . اين شگفت كه پومپيوس از اين كار او خرسند گرديده دليرى و آزادگى را كه به تنهايى در راه نگهدارى قانون و داد از خود نموده بود بسيار پسنديد و سخت آرزومند گرديد كه او را به سوى خود بكشد و دوستى او را به هر بهايى باشد خريدارى كند و به اين قصد چون كاتو دو دختر خواهر داشت پومپيوس يكى از آن دختران را براى خويش و ديگرى را براى پسرش خواستگار گرديد ولى كاتو اين كار را نپسنديده چنين پنداشت كه پومپيوس مىخواهد از اين راه رخنه در بنياد سرفرازى و نيكنامى او پديد آورد و آن خود رشوهاى است كه به او داده مىشود و با آنكه زن و خواهر او سخت ناخرسند بودند كه از خويشاوندى با پومپيوس بزرگ چشم بپوشند وى پرواى ايشان نكرده آن درخواست را رد كرد . در اين ميان پومپيوس مىكوشيد كه آفرانيوس را به كونسولگرى برساند و در اين راه پولهايى به اين دسته و آن دسته مىبخشيد تا رأى به اين كار بدهند از اين جهت مردم در باغهاى او آمد و شد مىنمودند و چون پرده از روى كار برداشته شده همگى آن را دانستند نا خرسندى سختى نمودار شد و چنين مىگفتند كه پومپيوس جايگاهى را كه براى خود او در پاداش يك رشته خدمتگذاريها داده شد براى يك مرد نابرازندهاى خواستار است و مىخواهد آن را با پول خريدارى كند . اين بود كه كاتو به زن و خواهر خود خطاب كرده چنين گفت : هرگاه ما با پومپيوس پيوند خويشاوندى مىنموديم كنون در اين بىآبروگرى او ما نيز آلوده مىگرديديم . از اينجا آن دو زن به خطاى خود اذعان نموده دانستند كه رأى كاتو بهتر از رأى آنان بوده . جشن فيروزى كه براى پومپيوس گرفته شد چندان بزرگ و پرشكوه بود كه با آنكه دو روز را به آن صرف كردند باز وقت بسيار تنگ آمد . ساز و برگى كه براى اين كار آماده نموده بودند و به مصرف نرسيده بود براى جشن بزرگ ديگرى بس بود . پيشاپيش همه لوحههايى را مىكشيدند كه بر آنها نامهاى كشورهاى گشوده شده از پونتوس و ارمنستان و كاپادوكيا و بافلاگوگيا و ماد « 1 » و كولخيس و ايبريا و آلبانيا و سوريا و كيليكيا و مبسوپوتاميا و همچنين فنيكيا و فلسطين و يوداييا و عربستان و همچنين همه نيروهاى دزدان دريايى چه در آب و چه در خشكى نوشته شده بود .
--> ( 1 ) . ندانستيم پومپيوس ماد را كى گشاده بود ؟ !